خرید بک لینک

از کارهای بسیار زیبای زنده یاد دکتر افشین یداللهی

" ناگهان چ زود دیر میشود "

کاش روز رفتن تو گریه چشمم را نمیبست

برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: دوشنبه 30 اسفند 1395 ساعت: 0:03

جان دلم ...

ای هم آغاز اولین و آخرین

بهانه سرودنم

رهگذار جاده های سبز دیارم

جای دستانت بر شانه های

نازک احساس خالی ست

چشمانِ نگران به آوای احتیاطت را

به من بسپار ...

ک این سفر کرده

آلوده به حسِ عاشقی

عجیب...

میل به آغوشت دارد

ای تو زیباترین سایه بر تنِ عریانِ خیال

اشک های شبیه شبنمم بدرقه غرورت

ای ماندنی ترین غزل

یک وجب بهشتِ بازوانت سهم من

یک جهان عشق در انتظارِ تو

برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: دوشنبه 30 اسفند 1395 ساعت: 0:03

هیچ کجای این زمین دوار مقصد نیست

دیگر چ فرقی میکند

اینجا یا هر کجای دیگرِ دنیا

وقتی از حریر نازک دل به تن عشق

جامه دلتنگی میبافم

وقتی اندیشه م

در وقت ملایم دقایق

غیبت ترا در جانم به عصیان میکشاند

وقتی تو را دوست میدارم

و انتهای بی پایان این " تو "

سایه به سایه

اضطراب نبودنت را به دلم طعنه میزند

مثل چرخش حروف

حول محور دلتنگی و حسرت

ک در تمام لحظات عمر

سرگیجه های حیرانی ش با من ست

برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: دوشنبه 30 اسفند 1395 ساعت: 0:03

چ کنم ؟!!

با این همه " اما " و " اگر "

با این همه صدای خفته در گلو

تا کی به تکرار ...

بر آب روان

قصه سرگردانی و پریشانی احوال خویش

محرمانه در خفا از رازی بگویم ک نیست ؟

آه ای دل مدارا کن ..

مدارا کن ...

بر وحشتِ هجوم افعالِ ماضی

بر سرنوشتی ک در حال "م "

از حروف مرتبط عشق خبری نیست



برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: دوشنبه 30 اسفند 1395 ساعت: 0:03

بنویس... بنویس از هلهله کودکان بر تماشای بهار از رُستنِ جوانه های به بار نشسته در گلدان مهربانی از جلوه ستاره گان بر آسمانِ ناچاری از ازدحامِ واژه های شبرنگ بر تخیلِ شاه ماهیِ مومن به عشق از آفتاب ...از ماه از شاخه های نیلوفری بر درختِ سینه گشوده بر آهی جانسوز از برگ های سوخته به ماتم نشسته

برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: دوشنبه 30 اسفند 1395 ساعت: 0:03

پرسه های بهار

در کوچه پس کوچه های

دیارِ آشنا

خبر از عید میدهد

خبر از نوروز

خبر از شکوفایی دشت شقایق

آراسته به داغ هزاران اندوه پنهان

در دامانِ صحرا .

کاش کسی خبر از علاقه و عشق می آورد

من از تبارِ عاشقانِ بی دل م

اکنون شب ست

خورشیدم آرزوست


برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: دوشنبه 30 اسفند 1395 ساعت: 0:03

میدانم ... جایی همین حوالی آشنا سر به مُهرِ سکوت در پستویِ خیالت به انتظار شکستنم نشسته ای راستی ... از خودت پرسیده ای در هجمه حواس پرتی های کلماتِ مبهم ک از تفسیرِ عشق عاجز مانده ند و مشتی چرت و پرت ..اراجیفِ از سرِ آرامش دل بر دفترِ سپید ذهن نگاشتن چ ارتباطی با رابطه عشق و دلتنگی دارد ؟

برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: دوشنبه 30 اسفند 1395 ساعت: 0:03

سلام ای ماه کج اندیش من ای اسطوره عشق ای کسی ک نجوای عاشقانه ت ضمیر کج خیال مرا تا اوج آسمان بال پرواز بخشید سلام ای نرگس پژمرده بر باغچه ی بی بر ای شاه ماهی چشمه های تَنگِ ک حسرت اقیانوسِ را در خوابهایت به لحنِ غم بارِ شهرزاد قصه گو سپرد کجاست آن ناجی افسانه ای ک روباهایت را به زمین سر

برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: دوشنبه 30 اسفند 1395 ساعت: 0:03

عزیز بومی ای هم قبیله

رو اسب غربت چ خوش نشستی

تو این ولایت ای با اصالت

تو مونده بودی تو هم شکستی

تشنه و مومن به تشنه موندن

غرور اسم دیار ما بود

اون ک سپردی به باد حسرت

تمام دار و ندار ما بود

برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 11:33

رد پای بهانه های تو را بهار.... به دستِ طلوعِ خورشید خواهد سپرد از دیارِ عاشقان صلیبِ تقدیر به دوش تا کوی تو.... پروانه وار به انتظار خواهم چرخید روی سخنم با " تو "ست تو بگو ... تا آغازی دیگر تلنگرهای تلخِ دل سپرده گی را چگونه از سر به در کنم ؟! تا هنگامه شیرینِ دلدادگی و جنون لیلی وار ....

برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 11:33

نسیمِ یادِ تو...

مرا دربه درِ کوچه عشاق کرد

آوازه خوانِ فراق و هجرانی

یادت هست ؟!

پیراهنی از باور آلوده به مستی و راستی

در دیارِ بی نشانِ آغوشت

ازین دل شکسته جا ماند

دیگر از خیابانهای خیسِ عشق

مرا سر پناهی نیست

قراری نیست

آرامشی نیست

هویتی نیست

چ ساده و خوش خیال

در پسِ تبسم های کوتاه

نغمه " حسِ خوب " سرودم


برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 11:33

از هیبتِ و غرورِ تو انگار

اندیشه ای غریب

صبوری و نجابتِ شاه ماهیِ عشق را

به اشک و آه گره میزند

من همانم ....

همان تصویرِ ساده

همان کلامِ شیرین

ک واژه گانش در صحرای سوزان عشق

حرف به حرف

تنها و غریب جان میسپارند

و اما تو....

ن دلتنگی شب را خواهی فهمید

و ن حسد خورشید به غبار !

دلم گرفته ای عشق

" هوای گریه با من "

برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 11:33

تو ک نباشی ...

دستهای سرد و ملتهبم

دستانِ عاشقم

در خیابانِ گیجِ زندگی

تنها و غریب

تا ابد زانوانِ خسته م را به آغوش خواهد کشید

با من بمان مهربان ...

ک این دلِ عاصی با تو آرام ست

میخواهم پَر بکشم تا نجابتِ دستانت به مِهر

آرامم کن ....نوازشم کن

برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 11:33

آه..ای خداوندگارِ عشق !

از کششِ واژه های دربند

تا میلِ به بوسه و نوازش

آسوده و پنهان ...

در دامانِ تفتیده عشقِ اهوراییت

خرابترم...ویرانترم ...برخیز

حوصله م به تنگ آمده

خسته م...

از دستانِ دعا و نیایش

از نقطه چین های شکسته بی تدبیرِ " چ کنم ها "

دیگر دلی برای آرامشم نمانده

برای این همه فاجعه بی تابی ...دلتنگی...بیقراری ..

از دیارِ عاشقانِ بیدل پیغامی نداری ؟!

برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 11:33

دل ست دیگر ...

زبان نفهم و فراموشکار

آرامش نمیداند...نمیخواند

بهانه گیر و بی تاب

تو را ک میبیند

بی هوا آرزویت میکند

دستانت ...چشمانت...

اصلا تمامِ همهمه تو را !

هجوم احساسِ مرا بر تن ت تماشا کن

لبریز از شوقِ نیاز و وصال

از من جز جنونی و حسرتی چ مانده ؟!

ای سایه روشنِ هستیِ من ...

از شکوفه های کلام ...

بر دچاری م ...چاره ساز شو


برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 11:33

وقتی تو نیستی

اندوه هراران ستاره بی فروغ

بر پهنای آسمانِ دل میگرید

بیا با شکوفه های گل یاس آشتی کنیم

بیا بر ساقه ها و ریشه عمیقِ این عشق

بوسه بزنیم .

بیا به رسمِ دعا و نیاش

بر زمین...بر سنگ

پیشانی به سجده بزنیم

بیا گامهای فاصله را

با دلی آکنده از مِهر و چشمانی به اشتیاق

کوتاه کنیم

حسی در درون من تو را فریاد میزند

ما را زمان...

مجالِ قهر نیست

برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 11:33

در من....

حضور عصیانی فرو کش شده

بر بسترِ گرمِ رویاها

آوازِ " خواستنت " را سر میدهد

در تو....

سکوتی عظیم

از خستگیِ طواف های

مدامِ عشق بر گِردِ

خوشه های طلایی گندم زارِ غربت

بر روحِ عاصی ت .

در ما...

تنها دو گام فاصله

تا سایه سارِ امنِ آرامش

آهنگِ یکی شدن را فریاد میزند.

ببین چ آسان ...

سطورِ سپیدِ شعر

انتهای قصه دلدادگی را

به " ما " شدن رسانید


برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 11:33

خانه ات آباد ای عشق

چراغِ زمزمه ت روشن

قلمِ تفسیرت پایدار

دستانِ اشعارت مقتدر

آواز آروزیت بی نهایت

سایه صبرت مستدام

ک چنین گلگون بر پیشانیِ شب میتازی

لحنِ کلامت

خبر از صبر و سکوت میدهد

" ک عشق آسان نمود اول "

میله های سردِ انتظار را

بر بغض های فرو خورده تدبیر

آرام فرود آر ....

حنجره اشتیاقم

نازک تر از بوسه دیدار ست

برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 11:33

مسافر بی مزارِ اقلیمِ آه و سکوتم

عاشق ترین ملکه آب و آینه

آرامگاهم آسمانِ تاریک و خاموش

در زمینی خالی از چشمه های امید

در فصل هجران و فراق

با زانوانی خسته و خمیده

به دعای باران نشسته م

تا در بیکران اندوه ِ به جا مانده

به یادِ گیسوانِ خیسِ تقدیر

در بی حواسیِ خاطره های مغموم

آنقدر بگریم ...

ک بادهای لجوج بوی پیراهنِ یوسفم را

بر نابینایی چشمانم بیارایند

برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 1:22

ساده میگویم.... تفالم وحشت و گریه بود و جامه ت تن پوش سوزِ دل . آه ای عشاقِ در به در این منم ... زنی در آستانه سقوط از پرتگاهِ زندگانی تکیه زده بر دیواری شکسته اشکی چکیده بر شانه پنجره های بی روزنه خسته و پریشان و ناامید دور از چشمانِ غفلت زده شب نغمه راز سر میدهم دلخوش به وعده های دروغین

برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 1:22

آه...

ای روحِ بی سرزمینِ من

آغوشت وطنم بود

باید ببارم ...

بر سطورِ تنهایی خویش

کجاست سایه سارِ امنِ اشتیاق

بر دروازه های رنگین کمان؟

کجاست ناجی رویاهای

به سوگ نشسته اشعارِ سپید

بر برفهای سردِ انتظار ؟

کجاست دلداده جنون عشق

ک با گرمای نگاهش

جوانه های امید را بر شاخسار زندگی

به رنگِ عشق ترسیم کند ؟

کجاست آن سایه سار

کجاست آن ناجی

کجاست آن دلداده عشق ...



برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 1:22

نشانه ها مرا به تو میرسانند

بغضی ک در صدایم نشسته

اندوهی ک دلم را میسوزاند

تاریکی ک تا انتهای دنیا تاریکی ست

یقینی ک در پیِ اعتماد مردد ماند

هزاران جوانه آرزو ک در دامانِ حسرتِ " چ کنم ها "

در گلدان رابطه خشکید

بستری ک گرمیِ آغوشِ خسته ت را

به خواب هم ندید

عشقی ک مدام آوازِ احتیاط سر میداد

و من....

منی ک در عزلتِ این همه نشانه و اندوه

هنوز و تا همیشه

دوباره باز میخواهمت

برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 1:22

باد از پنجرهِ شب عبور میکند

و همپای دل ....

چشم را به بیراهه خاطرات

میبرد و میچرخاند و بازمیگرداند

یلدای شبهای اندوه هم پایانی ندارد

آنچنان ک حیاتِ سکوت خوابهایم را ربوده

دیر زمانی ست ک دلم

از پسِ دلتنگی های بی شمار

نغمه سازِ گله هاست

به گمانم اقیانوس...

سهم شاه ماهی قصه عشق نیست



برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 1:22

از تخیلِ آشتی و علاقه

به آفتاب و ماه

قصه ها سرودم .

از لحظاتِ آشفتگی بر پیشانیِ غم

سجده سوزانِ عشق

از عطرِ یاد و خیالِ " تو "

در نمازهای شکسته م .

دیروز از انتهایِ فصلِ هجرت نوشتم

و اما امروز....

خاطراتی را مرور میکنم

ک تکرارش سهمِ دلِ تنگم نشد

برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 1:22

صفحه بندی